طاقچه دل
خدایا عقیده ام را از عقده ام مصون بدار

یا لطیف

سلام

امروز میخوام از چیزی بنویسم که همیشه همراه مونه و گاهی حتی روزانه میاد و میره وتموم میشه .بعدش حس های خوب و بندرت بد سراغ آدم میان  . حالت های اجراش متفاوته : قطره قطره - هق هق - چیکه چیکه و چقدر حس زیباییه به نحوی که  سراسر ادبیات داستانی و موسیقی ما رو فراگرفته .


گریه . گریه حتما برای روح وروان لازمه اینو همه مون تست کردیم . بعضی ها سخت و بعضی به تلنگری میگریند .خوب فکر کنید ببینید کی و چرا وچند بار گریه میکنید مثلا توی یک ماه ؟

کجا گریه کردن هم مهمه. به نظر من که گریه رو چیز بدی نمی دونم و دوستش دارم انفجار احساسه چه شاد و چه غمگین که ممکنه همه جا اتفاق بیفته .تازه بعضی ها جاش رو هم انتخاب میکنن بعد منفجرش میکنن (تروریست احساسات دیگه ندیده بودیم).

از انفجارش کسی نمیمره ولی دلی یا به رحم میاد یا سبک میشه یا میشکنه وهزاربلای دیگه به سر دل لعنتی میاد.

گریه مرحمه- گریه اسلحه است گریه به قول "ﻓﺮوغ داﻧﺶ" شاعر ترانه بسیارزیبای سیاوش قمیشی به نام "ﮔﺮﻳﻪ ﻛﻦ" گریه سهم دل تنگه :

 ﮔﺮﻳﻪ ﻛﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻏﺮوره

‫ﻣـﺮﻫـﻢ اﻳـﻦ راه دوره

‫ﺳﺮ ﺑﺪه آواز ﻫـﻖ ﻫـﻖ

‫ﺧﺎﻟﻲ ﻛﻦ دﻟﻲ ﻛﻪ ﺗﻨﮕﻪ

ﮔﺮﻳـﻪ ﻛﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻗﺸﻨﮕﻪ

‫ﮔﺮﻳﻪ ﺳـﻬﻢ دل ﺗـﻨـﮕﻪ

‫ﮔﺮﻳﻪ ﻛﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻗﺸﻨﮕﻪ

ﺑﺬار ﭘﺮواﻧﻪی اﺣﺴﺎس

‫دﻟـﺘـﻮ ﺑـﻐـﻞ ﺑـﮕﻴـﺮه

‫ﺑﻐﺾ ﻛﻬﻨﻪ رو رﻫﺎ ﻛﻦ

‫ﺗـﺎ دﻟـﺖ ﻧـﻔﺲ ﺑﮕﻴﺮه

ﻧـﻜﻨﻪ ﺗـﻨـﻬﺎ ﺑـﻤﻮﻧـﻲ

‫دل ﺑﻪ ﻏﺼﻪﻫﺎ ﺑﺪوزی

‫ﺗﻮ ﺑﺸﻲ ﻣﺜﻞ ﺳﺘﺎره

‫ﺗﻮ دل ﺷﺒﺎ ﺑﺴﻮزی

‫ﮔﺮﻳﻪ ﻛﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻗﺸﻨﮕﻪ

ﮔﺮﻳﻪ ﺳـﻬﻢ دل ﺗـﻨـﮕﻪ

 

ترانه خوب یعنی سواری شعر خوب برروی ملودی زیبا که صدایی جاودانه آن را خلق کند واین خصوصیات همه وهمه در این ترانه دیده میشود و چه خوب به چشم می آید.

گریه دل مشغولی بزرگان هم بوده از خواجه عبدالله انصاری گرفته تا به حال در نثر و شعر و.... همه وهمه جای خودشو چه فروتنانه باز کرده است .

استاد دکتر شریعتی چه عاشقانه وعارفانه گریه رو تعریف کرده :

" مگر چشم اززبان صادقانه تر سخن نمی گوید؟مگر نه این است که اشک زیباترین شعر - بی تابترین عشق - گدازانترین اشتیاق - تب دارترین احساس - خالص ترین گفتن ولطیف ترین دوست داشتن است که همه در کوره یک دل بهم آمیخته وذوب شده اند وقطره ایی گرم شده اند به نام اشک".

"اشک که میبارد .ناله که برمی آیدوگریه که اندک اندک دردل میرویدوناگهان در گلو میگیردوراه نفس را میبنددوناچار منفجر میشود.این زبان صادق وطبیعی شوق واندوه ودردوعشق یک انسان است".

ولی دکتر شریعتی حتی برای این حس زیبا هم مثل همیشه جهت و ایدئولوژی تعریف میکند :

"گریه ایی که تعهد وآگاهی وشناخت محبوب یا فهمیدن و حس کردن ایمان رابدنبال نداشته باشد کاری است که فقط بدرد شستشوی چشم از غبارخیابان به کار می آید".

گریه کنیم ولی بی جهت نه .برای محبوبی راهی ایمانی و خدایی که در همین نزدیکیست.ما مردها سخت تر و کمتر شاید گریه میکنیم این به شرایط فرهنگی و محیطی که در گیر آن بوده وهستیم نیز خیلی بستگی دارد ولی ایکاش گریه هم مثل خنده به زیبایی تفسیر میشد .عیب بزرگی وکوچکی نبود .برای مردها نیز جزو خصوصیات خوبشان میشد اون موقع میشد فهمید که سهم دل تنگه مردان رو چه چیز هایی پر میکنه .


خوب حالا قسمت شاد این مطلب فیلم "چند میگیری گریه کنی" هم فیلم کمیکیه هم به نظرم حرفهایی برای گفتن داره  که حتما به یک بار دیدنش میارزه.


حالی دست داد ما رو هم دعا کنین .


نیایش گر ونیایش جو باشید.

 

شهرام تغابن - بیست وسوم گرماخیز 89

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩ توسط شهرام تغابن
قالب وبلاگ