طاقچه دل
خدایا عقیده ام را از عقده ام مصون بدار

یا لطیف

سلام

اگه فکر کردین من تنبل شده بودم و ننوشتم باید بگم : خیر "persianblog"عزیز سکته زده بود و همه چی متوقف بود وچون سکته خبر نمیکنه من هم بی خبربودم تا بالاخره دربهای رحمتش را باز کرد و منم با سرعت مشغول شدم.

رمضان داره تمام میشه بعضی ها دلگیر و بعضی ها شاد چرایش به من ربط نداره ولی رمضان حال و هوای خودشو داره ....مثل همون هواها که میدونین.

همونطور که قبلا هم پیش بینی کرده بودم امسال هم سریالها یکنواخت و مرگ و کما و...البته کارتون هم داشتیم به نام "ملکوت" .


چه پیشرفتی کردیم توی انمیشن سازی چهره ها همه شبیه اصل .شریفی نیا رو عینا مثل خودش درآورده بودند .کارتون نگو طلا بگو .کمپانی های بزرگ دنیا همه گیج و منگ از این جهش تکنولوژی ما

مردم بزه کار هم که همه منقلب و همه اصلاح شده .بچه ها همه جاهاشون خیس از ترس روح و مرگ و اون دنیا و زنجیر و درد.بازم آدم خوبها محاسن اسلامی دارند و اسمهای عربی وآدم بدها سه تیغ و خونه وماشین آن چنانی .روح خوب سفید پوش و عزراییل سیاه پوش .

 سریال "در مسیر زاینده رود" داد فوتبالیستها رو درآورده که کی بود کی بود ما نبودیم ما که اینطوری پول در نمی آریم و همه فقط فوتبال و مسجد. راستی امروز خبر ورزشی نوشته بود پول ماشین 7 فوتبالیست شکم 2000 نفر رو سیر میکنه... مردم اصفهان هم که عزادار  لهجه شیرینشون .


"جراحت" هم که داستان محکمی داشت و چه آشپزهای ناواردی که سریال رو هم شور کردند و هم بی نمک .


"نون و ریحون" باز از همه بهتر بود وواقعیات امروزه رو چه ظریف بیان کرد.


خلاصه مدیران تلویزیون و بقیه دست اندرکاران  به جای تلاش برای رسیدن به سلیقه امروزی مردم ما  تصمیم گرفتند سطح توقع وسلیقه ما را پایین بیاورندو چه استادانه این کاررا بلدند.

ای کاش توی این سریال سازی های فرمالیته فرهنگ سازی انجام میگرفت مثل موارد زیر که یک جایی خونده بودم:

روزی یکبار حمام خوبه.

روزنامه خوندن و کتاب خوندن خوبه حتی کتاب مبانی لوله کشی عمومی


به جای دوازده النگو خریدن و در دست انداختن ، یک دستگاه دی وی دی پلیرخریدن بهتره.

اگه ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندنددنیا منفجر نمیشه.

نمایشگاه کتاب پارک نیست اگر می روند برای خریدکتاب بروند.

 به جای تمسخر شکل ظاهری سیاستمداران یا افراد دیگه ، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست .


به مردها نشان بدهند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و به خانمهای محترم نیزیادآوری کنند

  که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست

در طول روزبعد از رصد کردن  تلویزیون های دولتی از آمریکا گرفته تا ایران   یک فیلم هم ببینند

نمیدونم خلاصه میشه اینها رو با زبان هنرمند ایرانی به مردم ایران نشان داد و یادآوری کرد .ازمردمی که کوچکترین اصطلاحات هنرپیشگان تلویزیونی رو بارها در مراودات روزمره تکرار میکنند میتوان انتظار داشت که به موارد بالا نیم نگاهی داشته باشند

 

کامران و کامروا باشید

شهرام تغابن - پانزدهم جهانبخش هشتادونه

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩ توسط شهرام تغابن
قالب وبلاگ