یا لطیف
سلام
این اسامی برای شما آشناست:
- شطرنج/ مسیر معکوس/ حافظ /گل یا پوچ /ابجد /دلبران /قصههای کیش /دان /یک داستان واقعی /دت یعنی دختر / رقص خاک / درنا / گال / بهار/ میلاد
اینا اسامی خیابانها یا کتاب یا منوی رستورانهای فانتزی جدید تهران نیستند اسمهای بالا حاصل تلاش یک عمر بزرگ مردی است که به راستی لقب شاعرسینمای ایران فقط وفقط لایق اوست : ابوالفضل خان جلیلی

نویسنده و فیلم سازی که توی کشور خودش غریب آشناست. غریب برای٨٠ درصد مردم.آشنا برای اهل فن و خانواده سینمای ایران حالا دقت کنین:
ساخت ١۴ فیلم درطول ٢٧ سال که حتی یکی ازاین فیلمها تو کشوراجازه اکران پیدا نکرده ویکی دو تاشو که خود تلویزیون تهیه کرده به صورت سانسورشده نشان داده شده است.اما سینمای جلیلی به خاطر نوع نگاه وبیان بسیار ساده اش از مشکلات این جامعه اورا به سمتی سوق داده که میتوان ساعتها با هر سکانس او زندگی کرد.
ابوالفضل جلیلی در سینمای دنیا بسیار شناخته شده است .جایزه بزرگ جشنواره رم برای فیلم حافظ - دوباربرنده بالن طلایی جشنواره سن سباستین به خاطر فیلمهای دلبران ویک داستان واقعی و ..... داور بیش از 10 جشنواره بین المللی وحضوری بالای 40 باردر جشنواره های خارجی او را در کنار مخملباف و کیارستمی جزو پایه های سینمای بین المللی ایران میدانند.

ارزش او به مانند چاههای نفت ما فرش دست باف وزعفران ایرانی است وچه بسا بالاتر.من قلم و دیدگاه این مرد فرزانه رابسیاردوست دارم ومیستایم .به کمک دوست بسیارعزیزی با خصوصیات روحی ایشان نیز کمی آشنا شدم و به این نتیجه رسیدم که جلیلی خود جلیلی ست . او روایت خودشو از دنیای اطرافش داره وچه نگاه تیزبینانه ایست

خیلی دلم میخواست ازاوبیشتر بنویسم که جامعه امروزی ما بداند این مرزپرگهر مرواریدهایی را در بطن خوددارد که کوته نظران ومردان کوچکی سعی در پوشاندن تلآلو آنها را دارند به عنوان نمونه نامه ایشان به جشنواره فجر را جهت رویت شما عزیزان میآورم تو خود حدیث مفصل بخوان :
به گزارش خبرنگار مهر، ابوالفضل جلیلی که به تازگی تولید فیلم سینمایی " حافظ" را به پایان رسانده، روز گذشته با نوشتن نامه ای سرگشاده انصراف خود را از شرکت در جشنواره فیلم فجر امسال به طور رسمی اعلام کرد.
در این نامه آمده است: شکی نیست که جشنواره فیلم فجر، بزرگترین جشن فرهنگی و هنری انقلاب اسلامی ایران و سمبل تمام آرمان های بلند آن است و وظیفه هر هنرمند متعهدی است که در برگزاری هر چه با شکوهتر آن تلاش کند. بنده بیش از 10 فیلم طی سال های گذشته تاکنون به این جشنواره ارایه نموده ام، اما کلیه فیلم هایم جهت شرکت در بخش مسابقه از جانب هیئت محترم انتخاب و گاهی از سوی مدیران این فستیوال لایق حضور در این جشن نبوده و جواب رد دریافت کرده ام.
این بار که به لطف خداوند بزرگ توانستم دوازدهمین فیلم سینمایی ام را به نام �حافظ �
با تمام رنج هایی که در پی داشت، به سلامت به پایان برسانم، علیرغم عشق و علاقه درونی ام به این جشنواره که بازتاب مثبت آن در عرصه های بین المللی را بارها و بارها شاهد بوده ام، تصمیم گرفتم این بار خودم فیلم را رد کنم و به جشنواره ارائه نکنم. چرا که حالا دیگر ایمان آورده ام که اشکال از من است.
امیدوارم بتوانم در آینده فیلمی درخور شرکت و حضور در این جشنواره بسازم و امیدوارم هیئت انتخاب فیلم و مدیریت محترم آن، عذر مرا از عدم حضور بپذیرند.
غریبی آشنا وچه درد آور است حماقت جمعی اندک که برای اکثریت ودر مورد نوابغ ما تصمیم میگیرند. ولی چه کنم که ناتوانم ازبیان عمق درداین فاجعه که هروز رخ میدهد وناتوان از نشان دادن قداست هنروانسانیت ایشان.
این نوشته فقط ادای دینی کوچک بود به مردی بزرگ شاعر سینمای ایران:ابولفضل جلیلی (زاده ۱۳۳۶ در ساوه).

با آرزوی سلامتی وبهترین آرزوها برای اوکه غریب آشناست
امیدوار وپرانرژی باشید
شهرام تغابن - دوازدهم تیر ماه هشتادونه
