طاقچه دل
خدایا عقیده ام را از عقده ام مصون بدار

یا لطیف

آرامگاهی برای تمام فصول : ظهیرالدوله

سلام

دو سه تا ایده تو ذهنم سالها خونه کرده که حال توی این سن و سال میخوام تکانشون بدم و از لابلای ذهن شلوغم بیرون بکشمشون و گرد گیری شده بزارمشون بیرون همه ببینند.

دوست خوبم " مرتضی خان نعمتی " کمک کرد در این خونه تکانی ذهنی و بالاخره به اتفاق به "ظهیرالدوله " آرامشگاه بزرگان این مرز وبوم رفتیم . چه سعادتی و خوش اقبالی که در را باز کردند و اجازه داده شد ساعتی در کنار آرامگاه ابدی ایشان باشیم.

آرامگاه ظهیرالدوله، قبرستان کوچک و باصفایی است که میان تجریش و امامزاده قاسم قرار گرفته‌است. این گورستان در واقع خانقاهی بود که توسط علی‌خان ملقب به صفاعلی و مشهور به "ظهیرالدوله" تأسیس شد.


در سال ۱۳۴۴،" ایرج میرزا" نخستین هنرمندی بود که بنا به درخواست خانواده‌اش در این خانقاه به خاک سپرده شد. از آن پس بسیاری دیگر از مشاهیر ایران در این آرامگاه به خواب ابدی رفتند. از دهۀ ۱۳۴۰ خورشیدی به بعد، اجازۀ دفن اموات داده نشد و از آن پس تنها آنهایی که پروانۀ خاص داشتند، در این آرامگاه به خاک سپرده می شدند که یکی از آنها "فروغ فرخزاد" بود.

در حال حاضر ۱۸ تن از مشاهیر علوم پزشکی، داروسازی،‌ معماری و دندان‌پزشکی، ۲۱ تن از هنرمندان موسیقی، ۱۷ تن از شاعران و نویسندگان نامدار ایرانی و چندین قاضی، هنرمند و خوشنویس در این آرامگاه تاریخی آرمیده‌اند. به عنوان مثال می‌توان از افرادی چون: ملک‌الشعرای بهار، ایرج میرزا، رهی معیری، دکتر محمدحسین لقمان ادهم، محمد مسعود، ابوالحسن صبا، روح‌الله خالقی، فروغ فرخ‌زاد، قمرالملوک وزیری، برادران محجوبی، داریوش رفیعی، حبیب‌الله سماعی، حسن تقی‌زاده، درویش‌خان و صبحی مهتدی یاد کرد.



و اما فروغ ایران : " فروغ فرخ زاد "

سنگ مزارش را که میبینی همیشه میزبان گلهای تازه و فانوسی است به احترام خواسته اش که توسط انبوه دوستاران او برایش به ارمغان آورده میشود :

" اگر به خانۀ من آمدی، برای من، ای مهربان، چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم".

کوچه خوشبختی فروغ حنجره هزاران دوستدار اوست که مدتهاست در این دیار بدنبال خوشبختی ناب میگردند.


من به خانواده فرخ زادها همواره به دیده احترام مینگرم .یادم نمیرود در هنگام جنگ تحمیلی " فریدون فرخ زاد " بارها به عراق مسافرت کرد تا بتواند به عنوان سفیر حسن نیت کاری برای اسرای نوجوان هم وطنش کند و آخر توانست تعدادی از انها را آزاد و به فرانسه برده تا ادامه زندگی و تحصیل دهند.

" فریدون فرخزاد "شاعر و ترانه ساز و شاید بهترین تعریف " شومن " ایرانی بود.


در آرامگاه ظهیر الدوله اقسوس و آه دو همسفر من شدند افسوس برای خواب ابدی این بزرگان ایرانی و آه و دریغ برای جایگاهشان برای آرامگاه ابدیشان که بسیار مورد بی مهری است .

ما که ید طولانی در مرده پرستی و .... داریم چرا باید بدلیل بی توجهی محض افرادی دچار این تضاد باشیم . به راستی آرامگاه ظهیر الدوله تبدیل به خرابه ایی شده است . وزن شخصیتی و ابعاد انسانی و فرهنگی انسانهایی که در این آرامگاه خوابیده اند شاید به  نیمی از تاریخ همین کشور باشد اما وا اسفا.....

در این برهوت فرهنگی حال که در آن مردمانی سطحی نگر شده ایم و اصولا به ندرت دیگر آدمی فرهنگ ساز میبینیم چه شده است که به اسطوره های این مرزو بوم اینگونه پشت کرده ایم ؟

من به پیشینیان فرهنگی هنری  این دیار ارادت خاص دارم به آن بزرگان روشنفکر  و فرهنگ ساز .

به نویسندگانش . آهنگ سازانش . جامعه شناسانش .شاید برای خیلی ها کافه و کاباره معنی خاصی در ذهنشان باشد برای من:

" کافه نادری " یعنی " صادق هدایت "  " جلال آل احمد"

کاباره " کوچینی " یعنی " ابی " یعنی " بلک کتز " یعنی تولد پاپ ایرانی.


تماشاخانه های " لاله زار " یعنی "سعدی افشار" یعنی شور و نشاط یک ملت .

"امام زاده طاهر" یعنی " شاملو " ی بزرگ و ماندنی 

حسینه ارشاد یعنی " شریعتی "

قطعه شهدا ی بهشت زهرا یعنی " همت " " باکری " براستی چند نفر از ما حتی خود من آدرس سنگ مزار این دلاوران ایران زمین را میدانیم؟

سعی میکنم لااقل وضعیت فعلی بعضی از این مکانها را ببینم و بدانم ما با آنها چه کردیم؟

به دنبال کدامین قصه وافسانه میگردی

در این بیغوله رد پایی ار یاران نمی یابی

چراغ شیخ شد خاموش و این افسانه روشن شد:

که در شهر ددان میراثی از انسان نمییابی.

شاید کم کم نام خیلی از این بزرگواران به دلیل بی توجهی همه ما به قصه و افسانه تبدیل بشود .شاید فرزندان نسل جدید ما ملک الشعرا را نااشنا تر از هر شاعری بشناسند اما ما که مدعی شناخت آنانیم چه میکنیم؟

برای زندگانی همچون : دکتر صادق زیبا کلام  و بانو سیمین بهبهانی و استاد شجریان و ناظری و عزت الله انتظامی و فرهاد فخرالدینی و ..... چه کردیم؟

دکتر زیبا کلام

در خاتمه به امید روزی که ایرانی بداند که چرا از چرخه  فرهنگی و زندگی دنیا چندین ایستگاه جا مانده است؟ اول ریشه یابی کند و بعد قدم بردارد . اسامی بالا انسانهایی را شامل میشود که ایران را سربلند میخواستند و دردهای این مردم را زودتر دیده و فریاد زده بودند.

به نظر من شناخت درد از درمانش واجب تر است .


برای روح همه آن بزرگواران درود وسلام .


شهرام تغابن - 21 دژم خوی 89

 

 

 

 

 

ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩ توسط شهرام تغابن
قالب وبلاگ