یا لطیف
سلام
چقدر با خدای خودتون حال میکنین ؟چقدر بهتون نزدیکه ؟یا اجازه دادین نزدیک شه ؟میدونستین قنوت نمازو میشه فارسی گفت؟میدونین عارفان به نام شعر تو قنوتشون می گفتند؟میدونین اینها یعنی چی؟یعنی خدا با عشقه . با صفاست آخر حاله.

هر کسی به یک چیز خدا میگه یک چیز واسش میشه خدا فردا از خدایش خلع میشه .تا بحال همه مون این صحنه هارو دیدیم.ولی اون خدا با حاله یک دونست .نزدیکه.لوطیه.با صفاست .با مرامه....بابا صفاشو .ا
هل ضرب وآوازو شادی و شادمانی تا دلتون بخواهد.میگین نه از مولانا بپرسید.آقا اصلا خود جنسه .غربی وشرقی و ارمنی و مسلمون ویهودی و بهایی و ....نداره همه میگن با حاله.
به حرف این واون هم فکر نکن اونها خودشون خدان پس وجود یک همچین خدایی و تحمل نمی کنن که هیچ. اونو خیلی وحشتناک هم تصویرسازی میکنن ...
این مطلب هم همینه میگه ولی ساده تر وبا عشق تر
|
مردی برای مشاوره نزد دانشمندی رفت. به او گفت عاجزانه دنبال کار می گردم و پیدا نمی کنم یا اگر دست به کاری میزنم موفقیت آمیز نیست. دانشمند به او گفت: عاجزانه دنبال کار نگرد شادمانه جستجویش کن! انسان نباید استغاثه یا استدعا کند بلکه باید مدام سپاس بگزارد که خواسته خود را پیشاپیش ستانده است. مشکل تو کلماتی است که بکار می بری و بعد آنها تبدیل به افکار می شوند و بعد با آنها مواجه می شوی. نوع احساس قبل از انجام هر کار بسیار مهم است چون رخداد آینده را رقم می زند. همه این تجربه را دارند که وقتی با احساس خوب دنبال چیزی می گردند نتیجه آن با زمانی که احساس بد دارند بسیار متفاوت است. خرسندی و احساس خوب یک راز بزرگ برای موفقیت است. اشتباه رایج اینست که همه انتظار دارند پس از پیروزی و نیل به هدف احساس خوبی داشته باشند. کلمات و افکار ما دقیقا مانند اجزا و اشکال طراحی و نقشه کشی هستند که ابتدا و پیشاپیش کشیده می شوند و بعدا تبدیل به اشیاء و ساختار می گردند.احساس در اینجا نقش قدرت و کشش را ایفاء می کند وقتی پیش درآمدها را خوب بشناسیم به قدرت کنترل و خلاقیت زندگی پی می بریم. لحظه حال لحظه پی ریزی برای رخدادهای پیش رو است و آنچه اکنون با آن مشغولیم کاشت گذشته است. اگر به اهمیت و کارآمدی عالی خرسندی و احساس خوب پی ببریم لحظه ای آنرا رها نخواهیم کرد. متاسفانه درگیر بودن با احساس بد برای انسان نوعی عادت شده است چون از کودکی با این غلط رایج مواجه بوده ایم که زندگی دشوار و پر از ناراحتی است. حتی اگر احساس بدی به هر دلیلی داریم تغییر آن به آسانی امکانپذیر است. خود داشتن احساس منفی در گذشته و حال ممکن است باعث ناراحتی شود اما فراموش نکنیم زندگی چیزی جز عبور از لحظه ها نیست و در هر لحظه می توانیم احساس خود را عوض کنیم! هر لحظه ای لحظه جدید است و می تواند با لحظه قبلی متفاوت باشد. اگر به همه چیز شادمانه بنگرید آنوقت می بینید حتی می توانید از تلخی ها و مصائب زندگی هم نتیجه مثبت بگیرید و لحظه بعدی را به شادمانی بگذرانید. تلخی یک واقعیت است اما متعلق به همه لحظه ها نیست بهمین دلیل است که می گویند در حالت شعف عرفانی چرا و چگونه معنا ندارد و بقیه کارها بر عهده کائنات است
بگذریم حالا |
راستشو بگین عنوان مطلب کنجکاوتون کرد بیاین یک سری به ما بزنین یا ....؟
به هرحال گولتون زدم عنوان مطلبم عنوان عکس زیر بود که من خیلی لذت بردم :


گاهی عنوان یک مطلب /فیلم / کتاب / آهنگ / عکس از خودشون زیباتره و جالب تر وعمیق تر.شما تا بحال به این مورد برخوردین؟ مثلا درزیر اسم کتاب کویر دکتر علی شریعتی نوشته : کویر " تاریخی که به صورت جغرافیا درآمده است".
به هرحال این عنوان عکس بالا بود و چه زیبا و هوشمندانه من و شمارو جذب دیدن این عکس کرد و خود عکس هم که عالیه .
با خداتون حال کنین محکومش کنین .ازش هرچی میخوای بخواه محکم ولی با شادی .اون همش میخنده .تو هم هر وقت خیلی عصبانی شدی و رفتی پیشش اتوماتیک آروم میشی بعد بخند حرف بزن اصلا برقص برقص برقص .....یا هو

شهرام تغابن - هفدهم تیر ماه هشتاد و نه