طاقچه دل
خدایا عقیده ام را از عقده ام مصون بدار

یالطیف

سلام

شاید شما هم از اون دسته آدمها باشید که خاطراتشونو زنده نگه میدارند وبعضی اوقات سری بهش میزنن وحال میکنن.اغلب یک ترانه یا فیلم خاطراتی رو زنده میکنه که نگوو نپرس به این نوع آهنگ وفیلم وکتاب و ... میگن : خاطره ساز (اسم من درآوردی).


شما چند اسم خاطره ساز  دارین؟تا بحال شده بگین چه کسانی کمک کردن خاطراتمون ماندگار بشه ؟مثلا آهنگ شقایق داریوش که خاطرات چندین میلیون نفررو زنده میکنه و دوباره عاشقشون میکنه . "قیصر"و "گوزنها" . "داش آکل" ."ممد نبودی" کویتی پور برای آزاد سازی خرمشهر چند صد هزار نفرو میبره دهه 60 .کتاب وسریال "دایی جان ناپلئون" چه طور؟مجله سپید وسیاه و زن روز و کارتون "سندباد" و "گالیور"..."اوشین" "تن تن" و...خوب چند نفر از کسانی که براتون بهترین خاطرات تونو ساختن میشناسین؟مثلا نویسنده دایی جان ناپلئون کیه؟ کارگردان گوزنها ؟داش آکل ازروی چه کتابی نوشته شده؟ و ...آیا به اینها  فکرمیکنین.


متولد سال 1328 تهران . بزرگ شده خیابان شهباز. مادر اهل خیابان امیریه  و پدراهل خیابان باغ فردوس مولوی.


قوزک پا ( از آلبوم زندون دل از فریدون فروغی ).

بی بی گل ( از آلبوم بی بی گل از معین).

وقتی سرت رو شونمه ( از آلبوم کعبه از معین).

شمالی ( از آلبوم آشفته بازار از داریوش).

بهار بهاره ( از آلبوم بهار بهاره از حمیرا).

من و تو (داریوش) ( از آلبوم مسبب از گوگوش).

سال قحطی ( از آلبوم دوتا چشم سیاه داری از فریدون فروغی ).

قبله ( از آلبوم ستاره های سربی از ابی).

جدایی ( از آلبوم طپش از ابی).

خاک ( از آلبوم زندون دل از فریدون فروغی ).

رهائی ( از آلبوم چشم من از داریوش).

قدم رنجه ( از آلبوم قدم رنجه از ستار).

دم بگیرین ( از آلبوم خداحافظ از فرزین)

پیر ( از آلبوم پیر از ابی)

جدایی ( از آلبوم طپش از ابی)

و . . .

ترانه های بالا رو دوباره با دقت بخونین با چند تاش خاطره دارین؟"ابی" "فریدون فروغی" "ستار" "داریوش" "حمیرا"....ترانه سرایی که معین وفرزین و مهرداد و ...به موسیقی ما معرفی کرد:" مسعود امینی"


او برای ترانه "رهایی داریوش" قبل از انقلاب توسط ساواک دستکیر شد و بعد از انقلاب هم به اعدام محکوم شد.سال 1981 بعد از عراق واسپانیا به امریکا رفت و در آنجا تلویزیون جام جم رو با پشتیبانی خانواده بیبیان با ساسان کمالی راه اندازی کرد.

جالب اینکه درهمون روزورود به آمریکا این شعر و میگه ومیده داریوش بخونه :


    وطن اینجا کسی فکر کسی نیست            اگه از گشنگی الان بمیری

     برای بردن نعشت یکی نیست  

     وطن اینجا همه حرفها دروغه                         رفاقت ها سر شیپور و بوقه 

    هنوز بازار نامردا شلوغه 

    وطن قربون بوی کاه گلاتم                             فدایی همه خوب و بداتم

    اگه بر گردم این بار خاک پاتم

    وطن امیدوارم زنده باشی                             همیشه بودی و  همیشه باشی 

    الهی باشی و پاینده باشی

چه نگاه واقع نگر وتیزبینانه ایی . مسعود امینی از اون دسته آدمهاییه که هنوز ایرونیه وغبار هجرت آینه ایرونی قلب اونو آلوده نکرده با همون مسلک ودین ایمون ایستاده .میدونین که الان مد شده که دین عوض میکنن یا میگن اسلام مال عربهاست .من به چندو چونش کار ندارم اما مسعود امینی نماینده همون ایرونی مسلمانیه که از قدیم وندیم توی این مملکت بوده وهست .

مسعود امینی در مصاحبش با تلویزیون تپش میگه: دین من همینه ایرونی هم همینه ما الان دچار بحران هویت وحشتناکی شدیم که عواقبش دامن همرو گرفته .سقوط ملی ما  اینه که هنرمند ما وقتی میمیره تو خاک وطن خودش جایی نداره و....


چه شاعرانه همین ضایعه رو فریاد زده :

هر خاک که جز خاک وطن نیست                  واجب به تن مرده کفن نیست

این خاک به صد خاک بخشکد                     کز مهریه مادر من نیست بخشکد

ای پرچم ایران کفن تو                                پیراهن افتخار عالم به تن تو

اینجا سپردیم امانت بدن تو                   تا بادبرد بوی ترا در وطن تو وطن تو


به کارگیری کلمات ناب وخالص ایرانی شعرهای مسعود امینی رو بسیار دلنشین و خاص کرده است.مسعود امینی در هر برهه از زمان شعرهایی برای آزادی ودموکراسی سروده که هر کدام به نحوی دردها و ایده های خاص خودشونو دارن .

حتما آهنگ " چادر" که با اون "مهرداد آسمانی " معرفی شد رو به خاطر دارین:

چادر ننداز سرت جاش برگ یاس نازک پیچ امین الدوله بنداز . که با ریتم ایرونی اون سالها در ورد زبان بود شاید به دلیل لحن مستقیم اون برای حجاب اجباری .بعدها که با سرزنش مادر ایشان(که مومن قدیمی بودند) مواجه میشه شعری در توضیح اون میگه که شاهرخ عزیز با ملودی خودش اونو چه زیبا خونده :

اگر گفتم چادر ننداز سرت روی گل ماهتو نپوشون

سپه سالارطاق کنج ابروتو نپوشون

به زور روسری یا توسری موتو نپوشون

نترس از ترس شلاق .چیت و چلوارننداز روشون

برو تف کن توروی ظالم بی آبروشون

لچک داشتن نجابت نیست ببر پرت کن تو روشون

اگر گفتم چادر ننداز نگفتم اونو دور بنداز

تواز هفت دولت آزادی بهت گفتم به زور ننداز

اگرمادرسزاش اینه که بدبختارو میبینه

به جرم موی سرباید کشتش که بی دینه

رو پیشونیش انگ خورده به مواش داغ ننگ خورده

تاوقتی جاهلیت هست سرش سنگساره سنگ خورده

به اسم اینکه زن بوده حقش کمترازمن بوده

اگر گفتم چادر نندازسرت گفتم بیدارشی

پای جادو وجمبل و منبر تو پاشی

من شخصا حجاب انتخاب شده رو مثل هر چیزی که در نهایت آزادی انتخاب شده باشه رو قبول دارم مثل مادربزرگهامون که با چادر نمازهای زیباشون  در کنار جانمازهای ترمه چه تابلوهای زیبای در ذهن های ما نقاشی کردن وجدا ازاینکه حجاب درسته یا غلط و اجبارش خوبه یا بد شعر بالا رو خیلی ایرونی میدونم و  همین ایرونی بودن در کنار اعتقادات عمیق دینی ما ایرونی ها میتونه بحران هویت فعلی چه در داخل ویا خارج رو درمان کنه(به سختی).

مسعود امینی جزو ذخائر باارزش این مملکته . میدونید من به آدمهای فرهنگ ساز احترام میزارم پیشنهاد میکنم سرکذشتش و بخونین به شعرهاش گوش بدین .امیدوارم همه با هم بتونیم این گوهرهای نایاب وبدون جایگزین و به دیگران معرفی کنیم .ما ایرونی ها باید گوشهامونو از کمرهامون خارج کنیم .


حتما درروزهای آتی از شهیار قنبری - اردلان سرفراز - فرید زلاند - واروژان ایرج جنتی عطایی این بزرگان ترانه فارسی بیشتر وبیشتر خواهم نوشت .

این چکیده تقدیمی بود برای مسعود امینی به پاس قلم وبینش توانای او واحترام به نسل فرهنگ ساز ما که خورشیدهای بزرگی را در خود پروانده که همگی آنهابی بدیلند


با آرزوس سلامتی برای همه این عزیزیان

 

شهرام تغابن - بیست وششم گرماخیز هشتادونه


ارسال در تاريخ شنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٩ توسط شهرام تغابن
قالب وبلاگ