یا لطیف
"کراوات اسلامی"
سلام امروز شنبه و باران هم که آمده و دوباره همه ریختیم تو خیابان و دوباره نقطه سر خط .دوباره خرابش میکنیم دوباره هشدار میدیم . تعطیلش میکنیم و تهدید و جریمه و منتظر الطاف الهی میمونیم و حال میکنیم .
به این میگن چرخه هدف دار در زندگی روزمره . یعنی هرروز یک چیزی باشه بهش فکر کنیم جبهه بگیریم نقشه بکشیم و ....
بگذریم
موسس سایت " ویکیلیکس Wikileaks" جناب آقای " جولین آسانژ " با وثیقه آزاد شد .

این آقای تا پارسال نا شناس و امسال معروف یک سری اسناد بسیار سری و طبفه بندی شده را جرعه جرعه افشا میکنه و باعث جنجالهای دیپلماتیک بسیاری در دنیا شده و البته بانی خیر هم بوده مثلا میگویند در مطالب انتشار یافته ایران فهمیده که فقط " اردن " از بین کشورهای عربی و همسایه مخالف حمله به ایران بوده به همین دلیل نماینده دولت ایران با پیامی عاشقانه به اردن رفته و از شاه آنها برای دیدار از ایران دعوت کرده است .
شاید برای شما جالب باشه که این مدارک کجا نگهداری میشوند ؟
ورود به یک پناهگاه اتمی قدیمی در استکهلم ، جایی که اسرار ویکیلیکس را در خود نگاه میدارد شبیه گذار به دنیایی دیگر است؛ دنیایی خیالی که در میانه راه کره زمین و دنیای مجازی قرار دارد.
در این مکان و در میان این دیوارهای ساخته شده از صخرههای لخت و در زیر خانههای چوبی شهر استکهلم، سرورهای یک مرکز اطلاعاتی قرار دارند.
در داخلیترین قسمت، چندین ردیف سرور کامپیوتر وجود دارد که روی یکی از آنها فایلهای مربوط به سایت "ویکیلیکس" نگهداری میشود.
پناهگاه ویکیلیکس در سوئد، جایی است که با نور پردازی ملایم خود شبیه دنیای داستانهای جیمز باند شده است
این مرکز اطلاعاتی متعلق به شرکتی به نام "بانهوف" است. یان کارلونگ، بنیانگذار این شرکت امکان این دیدار را برای بی بی سی فراهم آورد.
آقای کارلونگ در سال ۲۰۰۷ یک پناهگاه بازمانده از دوران جنگ سرد را در اختیار گرفت و با استفاده از دینامیت، ۴ هزار مترمکعب دیگر از صخرههای اطراف آن را نیز هموار کرد تا فضای کافی برای نصب تجهیزاتش را فراهم کند.

این مرکز امنیت فوقالعادهای دارد و برای ثابت نگاه داشتن درجه حرارت خود، آن هم در سرمای طاقتفرسای سوئد از توربین های زیردریاییها استفاده می کند.
امنیت اطلاعات را دزدی به شکل فیزیکی، آن هم توسط دزدهای مسلح تهدید نمیکند، چون این کار برای دزدان بسیار سخت خواهد بود. تهدید اصلی، حملات سایبری است.
بگذریم
تیم محبوب من " منچستر یونایتد " در مرحله یک هشتم جام باشگاههای اروپا به مارسی فرانسه بر خورد کرده . قرعه ساده ایی به نظر میرسد . فردا هم که با نشستن " سر الکس فرگوسن " برروی نیمکت منچستر در بازی مقابل چلسی رکورد تازه ایی برای ایشان به ثبت میرسد .
او فردا (یکشنبه) پس از ۲۴ سال و یک ماه و چهارده روز نشستن روی نیمکت منچستر یونایتد، عنوان پرسابقه ترین سرمربی این باشگاه را از آن خود خواهد کرد.
" الکس فرگوسن " در ششم نوامبر سال ۱۹۸۶ به عنوان سرمربی منچستر یونایتد کارش را آغاز کرد. نتایج بد تیم در سه سال اول حضور او، سبب شد تا در سال ۱۹۸۹ طرفداران تیم خواهان برکناری اش شوند، اما سال بعد با قهرمانی منچستر یونایتد در جام اتحادیه فوتبال انگلستان، همه چیز به سود فرگوسن تغییر کرد.

فرگوسن در سال ۱۹۹۳ پس از ۲۶ سال، منچستر یونایتد را قهرمان لیگ برتر انگلستان کرد و در سال ۱۹۹۹ با این تیم قهرمان اروپا شد.
وی بیش از دو هزار دیدار روی نیمکت منچستر یونایتد حضور داشته و این تیم را ۱۱ بار قهرمان لیگ برتر انگلستان، ۵ بار قهرمان جام اتحادیه ، ۴ بار قهرمان لیگ کاپ و ۲ بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا کرده است.
بگذریم
کراوات اسلامی به شکل ذوالفقارو قلم هم به بازار آمد . باور کنید یا نکنید این اصل خبره :
آفتاب: از مدتی قبل فردی به نام «ه.ک» مدعی شده است که با ارائه طرحهای جدید و اسلامی در زمینه کراوات، موفق شده 2 طرح را در سازمان ثبت اسناد به ثبت برساند .


طرح اولیه این فرد شبیه به شمشیر ذوالفقار بود و دومین طرح وی هم شبیه به یک خودنویس است که وی اقدام به چاپ آیه شریفه«ن والقلم» بر روی آن کرده است. قضاوت با خودتان ولی ....
بگذریم
برنامه " نود 90" این هفته تو روزهای رکود فوتبال ایران خواب رو از چشم همه گرفت . در این برنامه عادل فردوسی پور موضوع انتقال باشگاه نفت تهران به اراک را که در جلسه سه شنبه شب هفته گذشته هیئت دولت که در استان مرکزی برگزار شد مصوب شد را به بحث گذاشت.

در این زمانه بی حرفی چه میکنه این عادل فردوسی پور. این غزال تیز پا چه کرد ؟ در جواب محمود احمدی بیغش عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم شازند در مجلس شورای اسلامی چنین گفت :
من در مقام دفاع از خودم می گویم دین و ایمان فقط مربوط به شما نیست همه برای خودشان دین و ایمان دارند.من می گویم چرا اینها برای تیم شهر خودشان تلاش نمی کنند تا آن تیم موفق شود و چیزی که طبیعی است اینکه به این قضیه ورزشی نگاه نمی شود.فردوسی پور باز تاکید کرد که قانون فیفاست که مقامات ورزشی نباید در فوتبال دخالت نکنند و..... اگر نبود اشارات پشت صحنه به عادل خان فردوسی پور چه اتفاقاتی که نمی افتاد .
بگذریم آخر
" بلیک ادواردز" کارگردان قدرتمند سینمای جهان کسی که مدتها ما را با فیلمها یش خنداند در سن 88 سالگی جان به جان آفرین تقدیم کرد. ایشان با فیلمهایی مانند "صبحانه در تیفانی" وسری فیلمهای "پلنگ صورتی" استاد کمدی هوشمندانه و ظریف شناخته میشد.

بلیک ادواردز به خاطر فیلمهای خود جایزه اسکار نگرفت، اما در سال ۲۰۰۴ به خاطر کارنامه هنری خود جایزه اسکار دریافت کرد. بلیک ادواردز در سال ۱۹۶۹ با جولی اندروز، هنرپیشه بریتانیایی، ازدواج کرد که در چند فیلم او ایفای نقش کرده است.
من به شخصه خیلی او را دوست داشتم . " پلنگ صورتی " را کسی مگه میتواند دوست نداشته باشد؟
به امید سلامتی همه بزرگان هنر جهان
شهرام تغابن – 27 اندوه خیز 89
یا لطیف
" وضعیت : قرمز پررنگ "
رومون به هم وا شده ....به هم میپریم . با دو یا سه کلمه عصبی میشیم . فرقی هم نمی کنه طرفمون عزیزانمونن یا راننده تاکسی یا طرف تجاری یا بقال سر کوچه.

چی شدیم ؟ آتش فشان عصبانیت و عجله و هراسیم . خود من اولین توی این لیست هفتادوپنج میلیونی.بدو بدو از صبح تا شب دنبال چه میگردیم خودمان هم نمی دانیم . به نظر علمای اهل فن یک جای تو سرمون میزنند بعد حتما اینو یک جای دیگه باید خالی کرد.

ساده شده اش اینه که توی جای جای زندگی های روز مره مون یا نوبتمون و میگیرند یا مثل پروژه رانندگی هرروزه مون حقمون و پایمال میکنند میپیچند جلومون ما راه طرف مقابل و میبندیم . سر جای پارک من بوق اون بوق . خوب همه اینها جمع میشه دو ساعت بعد توی یک اداره و شرکتی سر ارباب رجوع خالیش میکنیم . ارباب رجوع میبره خونش سر بچه بدبخت بچه سر خواهر کوچیکش و بعد......

این چرخه ممکنه از مثلا مادر خانم گرامی و فلان فامیل شروع بشه به جلسات رسمی کشوری لشکری برسه و اونجا خالی بشه.
میخواهیم سوار اتوبوس بشیم یا بریم استخر یا وارد پارک جنگلی شیم یا اصلا میخواهیم بریم کنسرت پالتو بلند و شال و کلاه کج تیپ هنری تو صف ورودی هستی یک هو یکی یواشکی میاد جلوت . نگاهت هم نمی کنه .گل هم پشت و رو نداره سرش هم نمی پیچونه که از نیمرخ ما فرض کنیم اصلا ایشان استاد بهمان الملک هستند که بی نوبت میخوان برن تو . ....در نتیجه تو صف ایستادن برای یک عملیات قرتی بازی هم دارای التهاب و اضطرابه .
همه اینها جمع میشه میشیم همین هموطنان جنگجو و عصبی و پرخاش گر. به چهره ها هم نگاه کنی همه " اسپارتاکوس " همه " شوالیه " اخمو بودن و جدی بودن همه ما به خاطر اینه که توی همه میدانهای جنگی هرروزه پیش رو باید جدی بود و دشمن فرضی رو دست کم نگرفت.

راستی چقدر عبوس بودن و جدی بودن رفته تو ژست هامون . توی بعضی مواقع مزیت هم میشه.مگه چه اشکالی داره من مدیر ماست بندی کل کشور باشم ولی بشاش.
چه اشکالی داره سئوالا ت دیگران رو با سئوال جواب ندیم و همش فکر نکنیم چرا این سئوال از من داره میپرسه؟ همه خانمهامون "مارپل" همه آقایون سبیلشون هم مثل دسته دوچرخه کورسی نباشه خود " پوارو" .

خود من همش تو خیابان و بیابان همه رو نگاه میکردم وکنکاش و کنکاش.حالا الحمدالله تو ترکم ولی همه اینکاره شدند . مادر تو اوضاع و احوال شوهر و بچه . همسایه تو نخ همسایه . همکار زیر چشمی همکار و میپاد .
به هر حال بی خیال همه اینکاره شدیم ....بی خیال حق و حقوق همسایه . همکار .مامان بابا . بچه همه کماندو همه سامورایی .
بعدش هم تازه از در دیوار بهانه میگیریم .....نسبت به همه چی هم متخصصیم از شاتل های فضایی آمریکا تا بنیان اتم.
وضعیت به نظر من قرمز پررنگه . یک کم به روابط روز مره تون دقت کنید به این چیزها میرسید به خدا . فقط دقت .
فکر کنید خدا عضلات صورت و لپ و ... واسه چی داده ؟ فقط برای لبخند جانم لبخند.
حالا بخند قربونت بخند .....آفرین

لبهاتون همیشه خندون باشه انشاالله
23 اندوخیز 89
یا لطیف
" صدای طهرون "
شاید هر روز نام چند محله از تهران را بشنویم بی آنکه بدانیم تاریخچهء این نامها چیست. البته اگر اهل تهران باشید، به خوبی میدانید که هر یک از این نامها، بخشی از تاریخ تهران را ساخته و حتی میتوان گفت بخشی از هویت تهران قدیم نهفته در تاریخ این نام هاست.

سید خندان
سیدخندان پیرمردی دانا و البته خندهرو بوده که پیشگوییهای او زبانزد مردم بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به همین پیرمرد بوده است؛ البته بعدها نام سید خندان بر ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران هم اطلاق میشده است.
فرمانیه
در گذشته املاک زمین های این منطقه متعلق به کامران میرزا نایبالسلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.
فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.
شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجی ها بوده است.
آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا می کند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است..
اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمین های آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.

جماران
زمین های جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوه های این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگهای بزرگ به دست می آمده است، آنجا را جمران، یعنی محل بهدست آمدن جمر نامیدهاند.
پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عدهای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلالالدین رومی گرفتهشده است.
جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمین های جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.
داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش، میرزا داودخان، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت.

درکه
اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی درگ نامیده می شده است دانسته اند.
دزاشیب (نزدیکی تجریش)
روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام آشِب وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو می گفتند.
زرگنده
احتمالا" دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.
قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه قله و ک تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله، مخفف کلات به معنای قلعه است. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاههای لشگرک، ونک و شمیران بوده است، به آن (قله- هک) گفته شده است.
کامرانیه
زمینهای این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجهتعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه، با خرید زمینهای حصاربوعلی، جماران و نیاوران، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمینها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.

محمودیه
(بین پارک وی تا تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه می گفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش، محمودخان احتشامالسلطنه، محمودیه نامید.
نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از نیا (حد، عظمت و قدرت)؛ ور (صاحب) و ان علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت.
ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون) به نام درخت و حرف (ک) که به صورت صفت ظاهر میشود.

یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفیالممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.
پل چوبی
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازهها، دروازه شمیران بود با خندقهایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن، از پلی چوبی استفاده میشد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.
شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و ران به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است. همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که یکی از نه ولایت ری را شمع ایران می گفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.
گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) می باشد.
منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامرانمیرزا، یکی از صاحب منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شدهاست.
شاید براتون جالب باشه که بدونید:
ساختمان حصار و حفر خندقهای جدید تهران قریب به ده سال طول کشید(به دستور ناصرالدینشاه) و شهر تهران چندین برابر توسعه یافت و مساحت آن به سه فرسخ و نیم رسید و از طریق ۱۲ دروازه به محیط بیرون خود ارتباط یافت. این دروازهها که هم اینک نیز، اگر چه ساختمان آنها از بین رفته، اما اسمشان باقی است. عبارتاند از
دروازههای دولت، یوسف آباد و شمیران (در شمال شهردروازههای خراسان، دولاب و دوشان تپه (در شرق شهر
دروازههای باغشاه، قزوین و گمرک (در غرب شهر)
دروازههای غار، رباط کریم و حضرت عبدالعظیم (در جنوب شهر)در واقع حدود جغرافیایی تهران به شرح ذیل بود:
طول خیابان انقلاب فعلی، از حدود پیچ شمیران تا کمی بعد از چهار راه کالج که به شکل مایل به طرف غرب و خیابان سی متری (کارگر کنونی) امتداد داشت :شمال.
غرب: از حدود چهار راه جمهوری کنونی تا حوالی میدان گمرک
جنوب: خیابان شوش، از حدود میدان راه آهن تا حوالی میدان گمرک.
شرق: خیابان شهباز(۱۷ شهریور فعلی) تا بعد از میدان شهدای کنونی.
و محلاتی که در داخل این محدوده قرار داشتند و هنوز بسیاری از آنها با همان اسم و رسم قدیم وجود دارند. محله دولت که به دلیل نزدیکی با کاخهای سلطنتی به این نام خوانده میشد، خیابانهای لالهزار، خیابان شاهآباد، خیابان اسلامبول، خیابان علاءالدوله (فردوسی) خیابان لختی (سعدی) خیابان واگنخانه (خیابان اکباتان) عین الدوله، دوشانتپه (ژاله)، نظامیه (بهارستان) و دروازه شمیران را شامل بود.
محله عودلاجان (اودلاجان) تشکیل میشد از خیابان جلیل آباد (خیام) کاخ گلستان تا ناصریه (ناصر خسرو) و حدود مسجد شاه و شمال بوذرجمهری شرقی و پامنار و جنوب خیابان چراغ برق (امیر کبیر) و میدان توپخانه، که محله کلیمیان و و زرتشتیان مقیم تهران بودهاست.

محله سنگلج که بخش اعظم و عمده آن را امروزه پارک شهر تشکیل میدهد، در گذشته یکی از مراکز مهم سیاسی بود و با اینکه در حال حاضر تقریباً از بین رفته ولی هنوز اشتهار تاریخی خود را از دست نداده.
چاله حصار یکی دیگر از محلات جنوب تهران بود که چون آن را خاکبرداری و خاکش را به مصرف حصار کشی تهران رسانده بودند، مقدار زیادی چاله گود مانند داشت، بعدها برای تخلیه زبالههای شهر از آنجا استفاده میکردند.
چاله میدان نیز که قبلا در دوره صفویه خاک آن را به مصرف حصارکشی تهران رسانده بودند، وضعی تقریباً مشابه چاله حصار داشت و محل تخیله زباله تهران به حساب میآمد، این محله محدود به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سید اسماعیل و میدان مال فروشها، میدان امین السلطان، گمرک، خانی آباد، دروازه غار و پاقاپوق
این مطلب رو تا خواندم برام خیلی مهم آمد گفتم با همه به شراکتش بذارم .ضمنا تازگی ها نیز آقای" مرتضی احمدی" بازیگر و صدا پیشه بزرگ کشورمان سی دی را روانه بازار کرده اند به نام " صدای طهرون " که شامل قطعات ضربی از نواهای کوچه پس کوچه های قدیم تهران خودمونه .....

به علاوه 4 کتابی که ایشان در مورد تهران و اصلاحات تهرانی ها و .... نوشتنه اند : فرهنگ بر وبچه های طهرون - کهنه های همیشه نو - پرسه در احوالات تهرون و طهرونیها



سبز وشاد باشید
20 اندوه خیز 89
یا لطیف
" آلودگی یا لودگی"
سلام
هوای تهران آلوده است . جل الخالق چشم بسته غیب میگن ها . هیچ کس حواسش نبوده احتمالا یک هو پیش آمده و مثل زلزله همه رو غافلگیر کرده که این دو سه هفته بر سر زنان به جای استقبال از محرم داد آلودگی سر میدهند.

هوای تهران در همه موارد آلوده است نه فقط جوی . تو روز روشن جلو چشم همه آدم میکشن مردم نگاه میکنن و کف و سوت فکر میکنند پشت صحنه فیلم های کیمیاییه و یا دوربین مخفیه.
آمار تصادفات و دعواهای منجر به مرگ که بیشتر از آلودگی روزانه همشهری های مارا میکشه کجا رفت ؟ کجاها رو چه روزهایی تعطیل کنیم این آمار یک درصد کم بشود؟
پارکینگ عمومی به نام تهران نه دربان دارد نه امنیت . خودمان را به کوچه های علی چپ و کامبیز راست نزنیم . هوای تهران بس ناجوانمردانه آلوده است . هرروز ودر هر دقیقه همشهری های عزیزمان برای جای پارک . زودتر رفتن و . . . مانند گلادیاتورهای رومی مسلح میشوند و به میدان رزم می آیند.

آلودگی صوتی با بوقهای ممتد و باندهای آنچنانی و .... مغز تهرانی های سالم را پیاده میکند وای به حال مریضان تهرانی .
هوای جانی و مالی و ناموسی تهران خیلی آلوده تر از هوای جوی آن است . به قول آن عزیز دل همه آب را دقیقا کجا بریزیم تا آتش این آلودگی ها را خاموش کند.
هرروزه مرگ ساعتها و ثانیه های با ارزش زندگی مان را در این ترافیک های وحشتناک شاهدیم و به فکر نرفتیم چه کنیم وقت مان هلاک نشود و به جایش سرافرازانه شهید شود .
کتاب و روزنامه و حتی جدول و سودوکو که ارزانترینها در این گرانی هستند ابزار همین ساعات است . حیف که فضای مطالعاتی مردم این مرز و بوم خیلی وقت است آلوده شده و هیچ نشانه ایی از سلامت و پاکی ندارد.
اما از فضاهای سلامت هم نباید بی تفاوت کذشت . جو و هوای رستورانها . فست فود ها . مرکز خرید آنچنانی .بنگاههای ماشین .گل فروشی و قنادی و صرافی بسیار شفاف و زنده هستند

روزانه چند صد هزار خودرو از کارخانه های خودروسازی وارد چرخه حمل و نقل میشوند و دریغ از یک خارج سازی . به دقت به مطالب زیر دقت کنید:
خبرگزاری فارس: مدیرعامل شرکت پارس خودرو گفت: شرکت پارس خودرو با رسیدن به آمار تولید 1200 دستگاه خودرو در روز، تولید شرکت سایپا را پشت سر گذاشت.
با تولید 2200 دستگاه خودرو در روز نخست آذر امسال در شرکت ایران خودرو , رکورد روزانه تولید انواع خودرو سواری در این شرکت شکسته شد. عارف نوروزی قائم مقام ارشد مدیر عامل ایران خودرو گفت : این شرکت در هشت ماه امسال بیش از 314 هزار دستگاه انواع خودرو سواری تولید کرد.

بله مسابقه تولید است بدون کوچکترین استاندارد سازی علمی . مسابقه تولید میگذاریم برای خریداران تسهیلات آنچنانی قرار میدهیم . بعد که خریدند و آوردند توی خیابان مقررات نیاوردن آنها را وضع میکنیم و .....
این هرج و مرج یعنی هر خانواده ایرانی - تهرانی به تعداد نفرات ماشین خواهند داشت یا دارند . خیابان سازی و اتوبان سازی در حد حلزونی . نتیجه پارکینگی بی قانون زشت و آلوده داریم اصلا میشه به " گینس " گفت بیان ببینند بزرگترین پارکینگ دنیا کجاست .

دولت به مترو پول نمیدهد تا خودش را گسترش دهد تا مردم کمی مایلتر به استفاده ازآن بشوند . میشه شما بچه تونو بفرستین یک چیزی براتون بخره بعد بهش پول ندید ؟
مترو در آینده نزدیک میخواهد اوراق بهادار توزیع کند این یعنی بچه خودت برو پول خرید خانه را در آور برای خانه خرید کن تا ما مهمانی بگیریم. پس آلودگی هوا نداریم لودگی و بی برنامه گی پدر سلامت همه را درآورده است .امروز هم که میخواهند با هواپیما آب بر روی تهران بریزند . ها ها ها خیس نشی بچه!!!

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت برنامه های دیگری نیز برای تهران در دولت در دست بررسی است گفت : یکی از این برنامه ها استفاده از هواپیماهای سمپاش برای پاشیدن اب در سطوحی از جو برای تغییر هوا و ایجاد باد در تهران است .
وی گفت : برنامه دیگر استفاده از دستگاههای فیلتراسیون هوا در برخی از مناطق تهران است که این موضوعات در حال بررسی است .
باد وباران و هوای مطبوع فقط با 10 هواپیمای سمپاش آنهم برای کلان شهر تهران . باشه درست اما تا کی ؟ چند روز در سال میخواهیم این کار را انجام دهیم؟ با چه هزینه ایی ؟
آلوده و لوده نباشید
شانزدهم آذر ( اندوه خیز) هشتاد و نه
یا لطیف
"امامزاده لو بدهید و جایزه بگیرید."
خبری رو دیدم که منو هم خوشحال کرد هم به فکر فرو برد :
به گزارش واحد مرکزی خبر، مدیرکل اوقاف و امور خیریه گیلان با اعلام این خبر گفت: برای جمع آوری نشانه های خرافه پرستی،بقعه جعلی روستای سده کوچصفهان موسوم به سید محمد که با استناد به خواب یکی از اهالی منطقه در آن محل بنا شده بود ، پس از تحقیقات لازم و با گرفتن مجوز از مراجع قضایی و نیروی انتظامی تخریب شد.

حجت الاسلام والمسلمین میرحسینی اشکوری افزود: تاکنون ۱۳ بقعه جعلی در استان گیلان تخریب شده و پرونده ۲۶ بقعه دیگر نیز در حال بررسی است .
وی از مردم گیلان خواست در صورت اطلاع از وجود بقاع جعلی در استان با شماره تلفن ۳ – ۷۲۲۰۰۷۲ تماس بگیرند.
این خبر یعنی امامزاده لو بدهید جایزه بگیرید .با لو دادن هر دو امامزاده جعلی یکی جایزه ببرید و ....عجب زمانه ایی شده است امامزاده هم بود امام زادههای قدیم.

با استفاده از جهل فرهنگی می توان بر هر مردمی هر کاری که دلتون میخواد انجام بدهید . آگاهی باعث بیداری میشود . انسان آگاه و بیدار چه ها که نمی تواند بکند.
اینم یک خبر تاسف برانگیز دیگه :
آتی نیوز: ادعای 2 مدعی امامت به طور همزمان، موجب دستگیری آنان از سوی ماموران شد.
چند روز قبل فردی در میدان امیر کبیر سمنان با جمع کردن عابرین در اطراف خود مدعی شد امام زمان(عج) است که بلافاصله دستگیر شد.
همزمان با این جریان فرد دیگری در مسجد الزهرای سمنان بعد از نماز مغرب و عشا با ادعای اینکه امام زمان(عج) است پس از خواندن زیارت امام حسین(ع) و امام رضا(ع) از خواندن زیارت امام زمان(عج) خودداری میکند.
این فرد افتادن مهر از دست یکی از نمازگزاران را تاثیر اراده خود دانست.
متاسفانه عدم شناخت از هر آنچه که به آن اعتقاد داریم منجر به بروز و رشد امامزاده های تقلبی و امامن بی بو خاصیتی شده اند که همین ها مایه حمله به بنیان های دینی و اعتقادی همه ما میشد.

محرم نزدیک است ماه حسین خون خدا . راستی چند نفر از ما یا اصلا چند نفر از سینه زنان و عشاق امام حسین میدانند چرا به حسین خون خدا گفته میشود؟
اصلا چرا باید برای نوه پیامبر اسلام که قطعا با جدش در بهشت خواهند بود بگرییم ؟چرا حسین خود خانواده و افراد درجه یک خودرا فدا کرد ؟
اصلا تا به حال فکر کرده ایم این علم و کتل که به خاطر آن رقابت و ....و... اتفاق نمی افتد و زیر علم رفتن با پارتی بازی میسر است از کجا آمده و نماد چیست ؟

فرق " تکیه " با " حسینیه " و مسجد چیست ؟
آذر ماه ماه "دکتر علی شریعتی" است که دومین روزش یادگار تولد این ابر مرد تاریخ ایران است و چه زیبا در کتابش "تشیع علوی و تشیع صفوی " جواب همه این سئوالات راداده است .
" جریده " یا همان علم ترجمه لغط " صلیب " است جریده نه تنها ا
جریده نه تنها از نظر شکل همان صلیب است بلکه از نظر لفظ هم همان اسم صلیب است که همراه مسمی از اروپای شرقی و از زبان لاتین به فارسی آمده است، چون کلمه جریده نه در فارسی و نه در عربی با این شکل هیچ مفهومی ندارد.
در زمان صفویه سفیری از روی مراسمی که برای عیسی مسیح و در روز شهادتش همه ساله برگزار میشد کپی برداری کرد و به عینه در مراسم ما وارد کرد پرده های سیاه که به شکل خاصی بر سر در تکیه ها و پایه ها و کتیبه ها آویخته می شود و غالباً اشعار جودی ومحتشم و غیربر آن نقش شده ، بی کم و کاست از پرده های کلیسا در مراسم تقلید شده و شمایل گردانی و نقش صورت ائمه و دشمنان و حوادث کربلا و غیره که در میان مردم نمایش داده می شود ،

پرتره سازی های مسیحی است؛ حتی اسلوب نقاشی ها همان است ، در حالیکه صورت سازی در مذهب ما مکروه است ، حتی نوری که به صورت یک هاله ، گرد سر ائمه و اهل بیت دیدهمی شود درست تقلیدی است و شاید با فره ایزدی و فروغ یزدانی در ایران باستان توجیه شده است. این مراسم و تشریفات رسمی و بخصوص عزاداری اجتماعی و رسمی ، همه فرم هایی تقلیدی از عزاداری و مصیبت خوانی و شبیه سازی مسیحیت اروپایی است. گاه حتی بقدری ناشیانه این تقلید را کرده اند که شکل صلیب را هم که در مراسم مذهبی مسیحی ها جلوی دسته ها می برند ، بدون اینکه کمترین تغییری در آن بدهند آوردند به ایران و همین الان هم بدون توجه به شکل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت ، جلوی دسته ها راه می برند و همه می بینند که شاخصه نمایان هر دسته ی سینه زنی همین صلیب بمعنی " جریده " است ودر عین حال در نظر هیچکس معلوم نیست برای چیست؟ و هیچکس از آنهایی که آنرا می سازند و حمل می کنند ، نمی دانند برای چه چنین می کنند؟! اما با اینکه این جریده در میان ما هیچ مفهومی ندارد و کاری نمی کند ، همه ی شخصیت و عظمت و افتخار یک دسته به همان جریده اش وابسته است.

دعواها سر جریده است. ارزش و اعتبار و شکوه و فداکاری ، اندازه ایمان و شور دینی یک دسته به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی جریده اش بستگی دارد دکورها و پوشش ها و پرده هایی که در اروپای شرقی و ایتالیا و غالب کلیساهای کاتولیک وجود دارد و همه می بینند با همان شکل به ایران آمد و چون مسجد امکان پذیرش این مراسم و این تزئینات جدید را نداشت و برای چنین کارهایی ساخته نشده بود ، ساختمان هایی خاص این امور بنا شد به نام: تکیه !
تکیه و حسینیه و مهدیه به نظر من همه مسجدند و خانه خدا پس چه بهتر در این خانه شناخت محبان و عزیزان خدا سر مشق شود .عزای حسین بی شناخت او بی معناست . گریه بر پسر علی گریه بی شناخت گریه بر غربت فعلی علی و فاطمه و حسین و حسن است .
حسین برای ما از صبح تاسوعا تا ظهر عاشورا حسین است و مابقی در تاریخ گم میشوند.
بر حسین و خاندانش باید یک عمر گریست ولی مگر میشود کسی را نشناخت و بریش ماتم گرفت ؟ آیا شمردن نام امامان به ترتیب و یا از انتها به اول مزیت است یا یافتن جواب برای چراهای بی شمار دینی ما که برای کودکانمان شکل میگیرد.

محرم و عزای حسن و خون حسین برای آگاهی ما بوده و هست . اما آگاهی به چه چیزی ؟
به اینکه نماز صبح چند رکعت است و خمس فلان مال چند است و ..... نه !!!!
آگاهی یعنی شناخت خود و خدا . شناخت دینی که جغرافیایی بدست آمده و ما مثل انباردار آن هستیم .
بیاییم انبار دارانی با سواد باشیم نه بیسوادنی نا لایق که حتی نمی دانیم چه چیزی به ما داده اند و چرا ؟
شیعه علی بودن مسئولیتی را دارد که کمتر شانه ایی توان حملش را داشته و دارد . شیعه بودن گریستن بر فرق شکافته و گلوی بریده حسین نیست فهمیدن علت چاه کندن های علی شبانه خاک شدن فاطمه و صلح حسن و خروج حسین از مکه و فداشدن انهاست .زینب سکان دار شام غریبان حسین است نه خواهر برادر از دست داده ایی که ما بر آن های های گریه میکنیم .

" خداوندا به آگاهان ما تعصب وبه متعصبان ما آگاهی عنایت بفرما " .....دکتر علی شریعتی
برای محرم عقل و قلم من بسیار عاجز و نا توان است اما قلم توانای بزرگ مردی مثل " دکتر علی شریعتی " بسیار رسا و هوشمندانه به چراهای دینی بی جواب یک عمر تشیع و اسلا م در کتابهایی مثل " تشیع علوی تشیع صفوی " " پدر مادر ما متهمیم " "فاطمه فاطمه است " و ..... جواب داده و چه گوارا و جذاب و قدرتمند میشود اسلام وشیعه ایی که شریعتی ترسیم میکند .
اسلام و شیعه گنگ متعصب قربانیان زیادی را گرفته است . مسلمانی که از اسلامش فقط نماز خواندن و سینه زدن و قسم خوردنش را یاد گرفته سلاح مخرب و مجانی ست در خدمت همه اسلام ستیزان حرفه ایی و قهار امروزند.
جامعه اسلامی شکل گرفته بر نادانی فرهنگی مسلمانانش یعنی حضور علی و حسین در زندگی مردمش انهم فقط برای چندروز.
علی و فاطمه میتوانند اسطوره های انسانی جهان امروز باشند برای هر دین و آرمانی به شرط انکه شناسانده شوند. اسامی علی و فطمه و حسین و محمدو .... فقط در شناسنامه های ما بازی میکنند و افسوس که غریب هم هستند چرا که در مملکت اسلامی ما هیچ گاه به درستی برای ما ترسیم و تفهیم نشده اند.
ایرانی مسلمان مسلمانی ایرانی باش
سیزدهم اندوه خیز هشتادونه
یا لطیف
"سفرنامه"
سلام
امروز بعد از حدود 12 روز از مسافرت برگشتم میخوام یک مقایسه سر انگشتی کنم بین اونی که بارها دیدم با اینی که دارم هرروز باهاش زندگی میکنیم.
بین زندگی گردشی 10 یا 15 و 20 روزه در هر جایی غیر از ایران با زندگی و عمری که داریم توی این مملکت نازنین خرج میکنیم .
در این که اونجا چه ها و چه ها داره و خیلی خوبه و .... رو بحثی ندارم ولی شهرهای زیبا و طبیعت دوست داشتنی اروپا همه اش کار خدا و پیغمبر نیست کار انسان با فرهنگ است وبس.
انسان با فرهنگ توی کارخانه درستش نمی کنند یا توی شکم مادرش که با فرهنگ نبوده از توی خانه ها و مدارس و دانشگاههایی بیرون میایند که نوی اونها فرهنگ سازی شده و بهش عمل میکنند.
توس شاتر و ویزوردریچه نمی دانم هرچی میخواهید صدایش کنید دوربین من هر عکسی گرفته میشد کارت پستال به نظر میامد ساختمانهایی بعضا قدیمی و یا مدرن اما تمیز .تمیزی که از ارکان دین ماست و اما اونها دارن به ما درسشو میدن.

لبخند و روی باز که میگن بزرگترین علامت شناخت مومنه که باز مردمشان به واقع استادند.
زمان بی ارزش ترین کالای ما ایرانیان باارزشترین آنجاست کاش میشد اینجا ارزون خرید و آنجا گران فروخت که چه سودها نمی کردیم.
سادگی و زیبایی را میتوان آموخت از در و دیوار ساختمانها و دکور مغازه ها و حتی در آرایش خانمها اما ما بزرگترین مصرف کننده لوازم آرایش دنیا هستیم و مثل همه چیزمان چه بد ونابجا و زیاده از حد مصرف میکنیم.

مصرف برای آنان یعنی به مقدار نیاز برای ما یعنی اسراف برای آنان همانی است که بزرگان ما به ما گفته اند اما ما حیف که هم کریم و هم کور البته دور از جان شما خودم را اول میگویم.
حریم شخصی وارد شدن به منزل و مکان کار آدمها نیست ورود با چشمانی گرسنه به چشمها و ... دیگران است . چه به نیت خوبش که فضولیه چه به نیت بدش که شرم آوره که در این مورد خاص استادیم و قهار و ماهر.
پس از فروش پس گرفته میشود چرا که یاد گرفته اند مشتری خداست و با مشتری فروشنده هویت پیدا میکند نه اینکه با مشتری زبان بسته باید یک شبه پولدار شد و هر جنس بنجلی را هم میتوان انداخت حتی به برادر و هموطن خودمان .
تندرستی یعنی اول سلامت روحی وروانی بعد هر کاری که در آنجا از روی هزاران شناسه میتوان دید و یاد گرفت که انسان به خودت ظلم نکن و به خودت بیاندیش برای روانت ارزش قایل شو . که اینهم از اصول اولیه دینی میهنی ماست اما افسوس که کوچکترین اصول سلامت روان و جان در هیچ کجا فرهنگینه نمی شود همه ما به صورت تک محور دنبال آنیم.
نهاد خانواده نه به معنای ایرانی آن بلکه یعنی اول گذاشتن یک وقت عالی و خوب برای خانواده بعد گردش خانوادگی با هم تقسیم وظایف بچه داری به صورت مساوی و ....که در آنجا به وفور میتوان دید و افسوس خورد ودر اینجا مسافرت یعنی هزاران اما و اگر و مشکل که نگو نپرس البته من منکر مشکلات مالی نیستم اما میشود در هفته به خانواده ایی فکر کرد و برایش مایه گذاشت که آجر اولیه جامعه سلامت است.

وعده غذایی یعنی خوردن آنچه که گرسنگی را رفع کند نه آنچه که ترکیدگی به بار آورد نیم نگاهی به نوجوانان امروز ما بیانگر همه چیز است .شکمهای همه ما که آرامگاه گوشت و مرغ و .... است بیانگر نبود فرهنگ درست تغذیه در روزگاران امروزی است روزگاری که هر خانواده به تعداد نفراتش ماشین دارد.
آلودگی این روزهای اتمسفر بیچاره ایران یعنی ماشین سواری و ماشین بازی های بیهوده همه افراد خانواده آنهم به صورت جدا از هم. یعنی اتوبوس سوار شدن مسائی کسر شان . یعنی سلامت روح و روان کشک . بنزین اگر لیتری 1000 تومان هم بشود همین بساط بازهم به را است.

گفتم تومان یاد حرف دوست عزیزم افتادم که گفت خیلی وقت است واحد پولی ما تومان شده و دیگر از ریال جز در اخبارو حرفهای رسمی خبری نیست .سکه اینجا بی ارزش است آنجا با سکه میشود به راحتی خرید کرد و برایش احترام هم قایل شد .
بعد از هر خرید به جای باقی پولتان ادامس نمی دهند بلکه تا آخرش را شمرده و به شما تحویل میدهند .
صف و نوبت و عدالت و در نهایت حق الناس برای آنها نازل شده و ما بیخبرانی عصبانی و تند مزاج و .... هستیم که خومو عشقه همسایه و همکار و دوستم بی خیال .

یاد آن روایتی افتادم که دکتر علی شریعتی در بازگشت ازاروپا گفت که آنجا اسلام نبود اما همه مسلمان بودند و اینجا اسلام دین رسمی ماست و باچراغ باید مسلمان یافت گرد شهر.
میخواستم سفرنامه باشد شرم نامه شد شکر که فازسی نوشتم تا فقط پیش خودمان بماند . راز داری هم یادمان رفته . میشود هزاران صفت و رفتار را نام برد که خود من هم عالمی بی عملم در آن وادی پس بیاییم نق نزنیم از شرایطمان.
این مزرعه اییست که خودمان کاشته اییم و میوه هایش هم نوش جانمان.
ایرانی مسلمان مسلمان و ایرانی باش
شنبه ششم اندوه خیز هشتادونه
